تبلیغات
دختر باران - مطالب آبان 1395
دختر باران
هرچه باداباد


سرگرمی
این شده سرگرمی
نمیخوایم برگردیم
واسه هم سردردیم
بی تو من سردم نی
میدونم میگی یه روز موندیم ما با هم به زور
موندیم ما با هم به زور
پ.ن1:مخاطب های متن من پسر نیستن
پ.ن2:سلیقه انچنانی تو اهنگ ندارم چیزایی گوش میدم که وصف حالم باشه

لینک دانلود:http://s8.picofile.com/file/8275342826/08_Sargarmi_feat_AFX_320_.mp3.html



طبقه بندی: روی مود اهنگ،
? نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 11:23 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


عشق
بچه ها دوست  عزیزم برام یه لوگو ساخته که به شخصه عاشقش شدم
دمش گرم
دوست داشتین بیاین تبادل لوگو کنیم با هم
اینم لوگوی من
دختر باران
" alt="" />
مرسی عزیزم
? نوشته شده در جمعه 28 آبان 1395 ساعت 11:05 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


دخترانه
❤دَستهآےِ زَنآنہ خِیلے چیزهآرا
بے سَروصِدآ سآمان میدَهند!
بہ آرامے...
بآمُلایِمَتـ...
جِنسِ زَنآنه و دُختَرآنِہ مَن...
سَراسَر اِحساسـ است!
اگَـر بِشکَنَم خَم نمیشَوَم!
تَجرُبہ ای کَسبـ میکُنَم بَرآے
بَقیہ رآهے کہ درپیش دآرَم...



طبقه بندی: روزمرگی،
? نوشته شده در چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت 10:56 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


معرکه
فقط میتونم بگم تاب بازی کردن اونم زیر نور ماه کامل اونم ساعت 11 شب با چشمای بسته و صدای نسیم بی نهایت رویاییه
صدای بهشتی که دم گوشت زمزمه کنه:
ثانیه ها با تو اروم میرن
بازی ماست که توش داغون میشم
دوباره باز به تو اروم میگم
میخوام ساعت وایسه میخوام ساعت وایسه
تجربه معرکه ای بود...دلم میخواد بازم تکرار بشه
اینبار با اهنگ:
اینجا باز دم صبحیم و سیگار صورتی
داغونم و تویی که تنها دوست منی
شب همگی خوش




طبقه بندی: من و زندگی خوبم،
? نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 11:34 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


رئیس جمهور امریکا
میگم من فقط فکر میکنم ترامپ نخورده مسته یا شما هم همین فکر رو دارین
اقا یارو میخواد کل دنیا رو بخوره
دنیا هست و پوتیناقا جنتلمن خوشگل عشششق کلا تازه مردمی هم هست همه هم عاشقشن



طبقه بندی: روزمرگی،
? نوشته شده در شنبه 22 آبان 1395 ساعت 09:35 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


مثلث عشقی
چند روز پیش رفته بودم بیرون حین رد شدن از یکی از خیابون های پر رفت امد شهرمون متوجه 2 تا سوپرمارکت 2 طرف خیابون شدم که اسم یکیش جیکوب بود اسم اون یکی بلا{bela} اقا نظرتون چیه برم یکم بالا ترش یه سوپرمارکت باز کنم اسمش هم بذارم ادوارد؟سودش شنیدم بالاست هااااامثلث عشقی توایلایت هم تکمیل میشه تو اون خیابون
والا به قران
فانتزی های این روزای من
نمیدونم من خلم یا ملت
احتمالا دومی درسته



طبقه بندی: فانتزی های من،
برچسب ها:فانتزی،دیوونه،مثلث عشقی،توایلایت،سوپرمارکت،خفن،
? نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت 11:19 ق.ظ توسط دختر باران : نظرات()


پز دادن ما
یادمه بچه که بودم خیلی احساس غرور میکردم که یه مدت از زندگیم رو روسیه گذروندم یه جورایی حس شاخ بودن و این حرفااقا چشمتون روز بد نبینه محوطه ما پر روسه منم در حد برطرف کردن نیازات خودم روسی بلد بودم واسه حال و احوال و ننه اقا خوبن و خلاصه اینجوری...یه روز با یکی از دوستام رفته بودیم بیرون تو راه یه روسی رو دیدم زیادی خوشگل بود...خواستم ثابت کنم من چقدر بلدم و چقدر فولم و با کلاسم و اینا اقا پریدم جلوش یهو گفتم ایزدراسویته{سلام}هیچی اقا این بنده خدا یهو گل از گلش شکفت شروع کرد شلاقی حرف زدن بگو 1 کلمه اش رو بفهمم نمیفهمیدمهیچی اولش هی مث بز گفتم دا دا دا{بله بله بله}...دیدم نه ول بکن نیست...اخرش وسط حرفاش پریدم گفتم دسویدانیا{خدا نگه دار}هیچی اقا این هنوز داشت حرف میزد دیدم نه خیر...عطاش رو به لقاش بخشیدیم و ضایع و کش اومده در رفتیم...این همانا درس عبرتی شد برای ایندگان...ینی گاهی اوقات یه جوری خدا میزنه تو سرم که 4تا از زمین میخورم 5 تا از اسمون...دیگه با اون دوستم حرف نزدم...خدایی اونم سمتم نیومد دیگهنکنین اقا زشته مث من ضایع میشین نمیتونین خودتون رو جمع کنین
ینی من تمام شرف نداشته ام رو در راه سوتی هام ریز ریز از دست دادم
حالا بازم میگم ازشون



طبقه بندی: من یک سوتی هستم،
? نوشته شده در دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 11:19 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


پس خدا کجاست؟
چند ماه پیش یه خبر مبنی بر تجاوز به یه دختربچه به گوشم رسید که بعدش به طرز فجیعی سوزونده شده بود
شبش داشتم از زور ناراحتی دق میکردم
یهو به خدا گفتم:خدایا تو اینجور وقتا کجایی پس؟
اون شب خیلی این افکارم طول نکشید
همونجور که از خدا گله میکردم خوابم برد
یه خوابی دیدم که جوابم رو داد
نمیگم خدا بهم الهام کرد یا هر چیز دیگه
خودم اینجوری استنباط کردم
یه جایی بودم که کثیف بود. خیلی زیاد ...در و دیوارش پر از لجن بود و به طرز عجیبی بوی شهوت همه جا رو فرا گرفته بود...تو اون خوابم
این حس داشتم که یه شخص سومم که دیده نمیشم اما میبینم و حس میکنم...انگار اون ادما رو من افریده بودم... حس میکنم...تو همون جای عجیب و کثیق و تاریک یهو یه عالمه دختر دست بسته رو اوردن و یه عده مرد به طرز وحشیانه ای شروع به تجاوز کردن...مردا دقیقا صورت هاشون عین مار بود انگار که نیش میزدن دخترا رو...جیغ دخترا خیلی بدتر بود...و من...تمام اون دردا...لحظه به لحظه اش رو حس میکردم...از درون در حال انفجار بودم...تو خودم جیغ میکشیدم...از درد به خودم میپیچیدم اما اجازه حرف زدن نداشتم...نه که نتونما...ولی کسی صدام رو نمیشنید...همه غرق خودشون بودن و عشق و حالشون...و تو اون سیاهی بوی شهوت به خوبی احساس میشد...صبح که بلند شدم خانواده میگفتن دیشب تو خواب تا صبح گریه کردم و جیغ زدم...حتی چند بار بیدارم کردن و دوباره خوابوندنم...اما من اون درد رو تو بیداری هم حس کردم
شاید فک کنین یه خواب الکی بوده دیگه...اما من حس میکنم خدا با دیدن گناهای ما...هوس های ما...شهوت های ما...روز به روز داره درد میکشه باهامون حرف میزنه ولی ما انقدر غرق در لذت هامونیم صداش رو نمیشنویم...یا شایدم میشنویم اما گوش نمیدیم...
با خودم گفتم منی که خودم داستان مینویسم وقتی یه شخصیتی خلق میکنم چه بد چه خوب اونا بخشی از وجود منن...و وقتی من یه دردی یا مصیبتی رو بهشون میدم خودم حسش میکنم...وقتی یه خوشحالی بهشون میدم خودمم شاد میشم...من کوچیک تر از اونم که با خدا مقایسه بشم اما...
بعد از او شب و اون خواب یه جورایی یکم بزرگ تر شدم...بیشتر فکر کردم...بیاین هممون یکم بیشتر فکر کنیم...
ببخشید اگه سرتون رو بردم اگه با تفکراتم هم سو نیستین و مخالفین خوشحال میشم تو نظرات اعلامش کنین
دختر باران



طبقه بندی: روزمرگی،
? نوشته شده در یکشنبه 16 آبان 1395 ساعت 11:10 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


حرف دل
دقت کردین کافیه یه نفر رو دوست داشته باشی و حالا به هر دلیلی نتونین ببینینش یا اون از شما متنفر باشه یا به هر نحوی هیچجوره نتونین باهاش ارتباط برقرار کنین یهو کل مغازه ها و بوتیک های شهرتون تمام تالارا و مارک مواد خوراکی و انواع مارک دفتر حتی خودکارتون که قبلا لکسی بوده یهو به نام اون تغییر اسم میده؟
از همینجا میگم خاک تو سرت حیف نمیبینی این متن رو
والا به قران انقدر این دوماه اسمت رو سر تا سر شهر دیدم دارم بالا میارم میمون
قهر کردنمونم مث ادم نیستا
من فقط اینجوریم یا شما هم اینجوری هستین؟
خدایا شکرت



طبقه بندی: روزمرگی،
? نوشته شده در جمعه 14 آبان 1395 ساعت 10:50 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


مگه دیوونه ام
تو میگفتی که همیشه جات توو قلبم خالیه
اما برعکس تو دیگه حال و روزم عالیه
اونکه عاشق تو بود اصلا دیگه یاد تو نیست
زندگیم آرومه حسمو بهم نریز
حتی توو خوابم نبینی که نگام بهت بیوفته
آره خب حتما تو خوبی هرچی تو میگی درسته
جور شد بعد تو خوش حالیام
دور شد همه ی تنهاییام
مگه دیوونم که باشم این روزا به فکرِ تو
خوبه از تو پس گرفتم خیلی ساده قلبمو
واسم هیچ حسی نمونده دیگه توو این رابطه
فک نکن بعدِ تو قلبم سوتو کورو ساکته
حتی توو خوابم نبینی که نگام بهت بیوفته
آره خب حتما تو خوبی هرچی تو میگی درسته

پ ن:الان تقریبا 2 روزه قفلم رو این اهنگ
ینی ریتم داره هاااااا
از اون اهنگ قشنگاس

لینک دانلود:http://s9.picofile.com/file/8272858368/Kamyar_Mage_Divoonam.mp3.html


طبقه بندی: روی مود اهنگ،
? نوشته شده در دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت 09:34 ق.ظ توسط دختر باران : نظرات()


بی تو قلبم پر درده

خدایا کمکم کن

بهت نیاز دارم

محدثه جونم قولم رو عملی میکنم

دوست داشتی جراح قلب بشی

جات زندگی میکنم هرچی که دنیا نذاشت بهش برسی رو جات تجربه میکنم

دلم برات تنگ شده

کاش میبخشیدیم

نمیتونی درک کنی چه عذابی میکشم که حتی به خوابم نمیای

کاش من به جات میرفتم

محدثه انتقامت رو از دنیا میگیرم

کاش تو نازی قصه من نبودی

خدایا به داد ماری زندگی من برس

نذار همزاد پنداریم اینقدر قوی بشه

دارم کم کم میترسم

خدایا منو تو این راه کمک کن که بد بهت نیاز دارم

خیلی خوبه که درد و دل باهات بهم ارامش میده




طبقه بندی: نامه به عزیزان از دست رفته،
? نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 08:17 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


ای کاش خدا کاری کند
برای تو
برای چشم هایت...
برای من
برای دردهایم...
برای ما...برای این همه تنهایی
ای کاش خدا کاری کند...
پ.ن:چرا انقدر اهنگ love to see you cry قشنگه؟



طبقه بندی: روزمرگی،
? نوشته شده در دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 11:55 ب.ظ توسط دختر باران : نظرات()


بالاخره اومد
جییییییییییییییییییییییغ
بالاخره اومد فصل اخرش
ینی دق کردم تا اومد
کیا منتظرش بودن؟

یه سری اخبار و مصاحبه که گوش دادم متوجه شدم احتمال خیلی زیاد نینا این فصل هست و این خیلی عالی
من که همین الان قسمت1 رو دان کردم
بسی خوشحالم
خاطرات یک خون اشام معرکه ترین سریال دنیاس البته نینا که نبود یکم یه جوری شده بود الان اگه برگرده عالی میشه




طبقه بندی: من و زندگی خوبم،
? نوشته شده در یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 09:42 ق.ظ توسط دختر باران : نظرات()


Design By : Bia2skin.ir